بند امير - زلزله­ي سياسي انتخابات رياست جمهوري در جامعه­ي هزاره
 


موضوعات

جستجو





كاربران پركار

عضوامتياز
1: admin3000
2: m-bandamir1042
3: moje-sevom1020
4: najibhasani1005
5: negaresh1000
6: akhlaqi1000
7: habibsarwari24
8: amini21
9: T_hasanzada16
10: azadiandeshe16
11: quliaquli15
12: NargisHashimi15
13: asifkarimi12
14: mirahmadLomani11
15: aghili11
16: dookhtareh-hazarah10
17: mina10
18: shear-sapid9
19: sedanews9
20: hanif8

گروهاي کاربري
پنجاه عضو جديد

زلزله­ي سياسي انتخابات رياست جمهوري در جامعه­ي هزاره

مهمان می نویسد "

زلزله­ي سياسي انتخابات رياست جمهوري در جامعه­ي هزاره

شوکت علی محمدی

 روشنی: این قلم در صدد است پرسش های عینی جامعه را بر اساس وسع و به نیت خدمت به مردم شریف واکاوی کند تا مسائل برای خودش -در گام اول- روشن باشد و اگر نه وقت برایش مغتنم است. منظوري جز اين نيست. تا به نظر دوستان چه قبول افتد و چه در نظر آيد!

نتايج انتخابات رياست جمهوري، در هزارستان معادلات معمول و حاكم را به هم ريخته و بسياري از تحليل­ها و ذهنيت­ها را دچار سردر گمي كرده است. اكثريت قاطع مردم هزاره در كنار ساير مردم افغانستان به داكتر بشردوست رأي دادند. اين رأي، سوال­هايي بر انگيخته كه نياز به تدل بيشتري دارد. انتخابات براي جامعه­ي ما پياه­هايي دارد كه بايد به طور جدي به آن توجه شود. اين قلم در صدد است براي واكاوي پرسش­هاي مطرح در جامعه تلاش كند تا به شفاف سازي و تحليل مسايل كمك كرده باشد. اين قلم عميقا به فضاي باز تحليل مسائل باور دارد و آن را ضمان انتخاب راه روشن و آگاهانه­ي اجتماعي مي­داند. خوش­بختانه­، جامعه­ي فهيم ما از دوره­ي حاكميت احساس رها شده و تحليل مسئل را با سينه­ي گشاده مي­پذيرند. گفت­و­گوها و تحليل­هاي حلقه­هاي مشورتي باز و علمي براي سياست­گذاري جامعه فراهم خواهد آورد. اين قلم، به طور مطلق كسي را تأييد نمي­كند. اين قلم به راهي كه مردم انتخاب كرده قلبا ايمان دارد و مردم را از هوشمندي لازم سياسي برخوردار مي­داند و عميقا به آراي مردم احترام قايل است. انتخابات رياست جمهوري؛ در جامعه­ي هزاره حقايق بسياري را عيان كرد و پيام­هاي بسياري براي جامعه­ي ما به همراه داشت.

 پرسش­هاي اساسي اين نوشتار:

         1.  چرا هزاره­ها به داكتر بشردوست رأي داده­اند؟

         2. مطالبات مردم هزاره چيست؟

        3 . «هويت هزارگي» به چه معنا است؟

        4. آيا هزاره­ها فاقد عقلانيت سياسي­اند؟

        5.  چرا فعالان سياسي و برخي از نخبگان، بشردوست را تنها گذاشتند؟

        6. همراه شدن با كاروان پيروز، عقلانيت سياسي است، يا فرصت طلبي و بي هدفي؟



 

  چرا هزاره­ها به بشردوست رأي داده­اند؟

     هزاره­ها به اين دليل به بشردوست رأي داده­اند كه بشردوست در «تخريب ديواره­ي اعتماد ملي» مشاركت نداشته است. بشردوست عميقا به وحدت ملي مي­انديشد و آن را تنها راه حل بحران كشور مي­داند. هزاره­ها در مورد انتخاب بشردوست، اسير احساسات قوم پرستي نشده­اند، بلكه راه شان را از قوم­گرايي و فرصت طلبي جدا كرده­اند. مردم شريف هزاره، با رأي به بشردوست ثابت كردند كه بيش از هركس و هر زمان ديگر به وحدت ملي رأي مي­دهند. بشردوست هزاره­اي است كه درمان درد مردم و قومش را از ديگر هموطنانش جدا نمي­داند. از ميان نامزدهاي محترم رياست جمهوري، آن كه بيش از همه در عمل ثابت كرده، به وحدت و استقلال ملي ايمان دارد؛ بشردوست مي­باشد. بشردوست مي­گويد؛ درد بچه­ي محرم و گرسنه­ي هزاره و افغان پكتيا و... كه چپلك ندارد، يكي است. بشردوست دامن زدن به احساسات قومي را مانع راه رشد و آرامش افغانستان مي­داند. هزاره­ها به تفكر بشردوست رأي داده­اند و نه شخص بشردوست. هزاره­ها در فراز و نشيب تحولات به اين نتيجه رسيده­اند كه هماناني بيشتر از همه به سنگ قوم دوستي به سينه زده­اند؛ در مواقع سود سياسي و موقعيت شخصي به راحتي با دشمن­ترين­ها كنار آمده­اند و پشت مردم را خالي كرده­اند! چه زيبا گفت شاعر درد آشناي هزاره؛ داكتر عبدالسميع حامد:

     دو عسكر خسته در بين دوسنگر؛

     دو رهبر خفته در بين دو بستر؛

     دو رهبر پشت ميز صلح خندان؛

     دو بيرق بر سر گور دو عسكر!

 هزاره­ها به بشردوست به عنوان كسي رأي داده­­اند كه از جدا انديشي مليتي عبور كرده و برادري و برابري در روابط اقوام را ترويج مي­كند. به نظر مي­رسد در سال­هاي دموكراسي مردم بيش از هر زمان ديگر نيازمندي به روابط سالم و بازسازي اعتماد ملي را احساس كرده باشند.  

  مطالبات مردم هزاره چيست؟

     مطالبات مردم هزاره چند وزارت خانه­ي تشريفاتي نيست. هزاره­ها درمان واقعي درد افغانستان را ترميم اعتماد ملي بر اساس عدالت اجتماعي و حقوق شهروندي مي­دانند. خواست واقعي مردم هزاره اجراي ميثاق ملي و قانون اساسي است. هزاره­ها مانند همه­ي مردم افغانستان خواستار امنيت و وحدت ملي­اند. هزاره­ها، بر اساس حقوق شهروندي و عدالت اجتماعي؛ خواستار توزيع عادلانه­ي واحدهاي اداري و سياسي­اند. هزاره­ها خواستار توزيع عادلانه­ي ثروت و امكانات ملي­اند.

آيا مطالبات سياسي مردم هزاره در دوران حكومت هفت ساله­ي كرزي، برآورده شده است؟ چرا برخي از فعلان سياسي براي رسيدن به مطالبات جامعه­ي هزاره، وارد معاملات سياسي و انتخاباتي شده­اند؟ آيا قولنامه­ي كرزي مدار اعتبار هست؟

     مردم هزاره، در دوران حكومت كرزي، به مطالبات سياسي شان نرسيده­اند؛ بنا بر اين برخي از فعالان سياسي وارد معاملات انتخاباتي شده­اند. در فقدان صداقت و عدم عدالت محوري كرزي همان بس كه در طول هفت سال حكومت؛ براي مناطق غير پشتون كاري انجام نداده، كه مردم در صدد برآمده­اند براي گرفتن حق مشروع و توزيع عادلانه­ي اماكانات ملي؛ وارد معامله شوند. نشانه حاكميت فاسد آن است كه گرفتن حق از راه عادي و قانوني نا ممكن باشد. چنين حاكميتِ تبار محور و قوم انديش، چگونه مي­تواند قابل اعتماد باشد كه در دوره­ي جديد به قول و قرار خود  و عدالت اجتماعي پاي­بند باشد؟ حاكمي كه با معامله و رشوه، عدالت را اجرا كند و حقوق شهروندي را به مردم بازگرداند؛ هرگز قابل اعتماد نيست.

     كرزي، با تمام خوشرويي ظاهري، مار خوش خط و خالي است كه زهر افغان مليتي در آستين دارد. كرزي بارها و بارها، از طالبان حمايت نموده و تروريست­ها را جلو چشم مردم آزاد مي­كرد تا دوباره بيشتر به كشتار مرد روي آورند. اشك كرزي براي مرگ تروريست­هاي همتبارش از خاطر مردم پاك نخواهد شد و نيز همسويي جناب كرزي با كوچي­ها و بي توجهي به خانماني مردم شريف بهسود! كساني كه بشردوست را براي بيانيه ندادن در برابر كوچي­ها از هزاره بودن بري مي­دانند؛ از خود پرسيده­اند كه كرزيِ حامي كوچي­ها بود؛ آيا بيانيه ندادن جرم است يا حامي قاتل بودن و در كنار قاتل مردم قرار گرفتن؟ اين كه چرا بشردوست بيانيه نداده، شايد براي عدم تشديد شقاق مليتي باشد؛ من وكيل مدافع ايشان نيستم، اگر چه بشردوست مي­توانست بر اساس دفاع از مظلوم و عدالت از مردم بهسود دفاع كند. هر كسي مي­تواند داراي اشتباهات و خطاي محاسباتي باشد، بشردوست هم داراي خطاها و نا پختگي­هايي است كه نبايد خطاهاي يك فرد موجب بيرون راندن از دايره­ي هويت ملي و مليتي شود. در آشفته بازار فروريزي ديواره­ي اعتماد ملي، موضع دفاع از مردم شريف بهسود، حمل بر قوم­گرايي مي­شود؛ كه نبايد از آن هراس داشت.  رأي قاطع مردم شريف و شهيد داده­ي بهسود به بشردوست و «رويگرداني كميسيون مردم بهسود» از كرزي و حامي بهسودي­اش؛ نشانه­ي درستي راه بشردوست است.

   مهمتر از همه، آن است كه هزاره­ها مطالبات سياسي و شهروندي شان را از اين پس در قالب گفتمان «حقوق شهروندي، عدالت اجتماعي، اجراي قانون اساسي» دنبال خواهد كرد. هزاره دانسته­اند كه اقتدار، هيمنه­ي فرهنگي و شعاع وجودي شان مانع از آن شده است كه «هلوكاست هزارگي» در افغانستان به وجود آيد و براي جبران ظلم تاريخي و قتل عام دوران عبدالرحمان خان، «تبعيض وارونه» به نفع هزاره­ها اجرا شود؛ بنا بر اين از طرح شعارهايي كه نخاع مقاومت شان را بشكند و به شقاق بيشتر اجتماعي بيانجامد پرهيز مي­كنند؛ اما حافظه­ي تاريخي­شان را از دست نخواهند داد و درس­ها تاريخ را به ياد خواهند داشت.

 «هويت هزارگي» به چه معنا است؟

    هويت هزارگي، به معناي تمامي داشته­هاي تاريخي و فرهنگي و طبيعي مردم هزاره است كه هزاره­ها به آن افتخار مي­كنند. هزاره­ها داراي پيشينه­ي روشن تاريخي و تمدني­اند كه «تمدن بشكوه باميان» و «غوري» را به وجود آورده­اند. مردم هزاره، همان مردم زابلستان و غور قديمند كه تمدن شكوهمند كياني و غوري را پايه­گذاري كرده­اند. هويت هزاره­ها، زبان فخيم دري است كه باز مانده­ زبان اوستايي است كه در كناره­ي رود دايتي و بند امير زاده و در تار و پود تمدن كياني رشد كرد و باليد. هويت هزاره­ها دستان هنر آفريني است كه تمثال سنگي «خنگ بُد» و «سرخ بُد» را به نام و چهره­ي حاكمان تمدن ساز خويش ساخته­اند. هويت هزارگي، افتخار به پيشينه­ي فرهنگي است كه مسجد جامع هرات و منار جام را آفريده است. هويت هزارگي پيشينه تمدن سازي و اعتقاد روشن حق پذيري است كه نياي خردمندشان؛شنسب يا بهرام شاه سوري و ماهويَ براز؛ در برابر حق زانو زدند و شايستگي تفويض حكومت از سوي تجسم عدل؛ مولا علي(ع) را داشتند. 

     گذر بشردوست از شعارهاي قومي كه جز شقاق اجتماعي نتيجه­اي دربر ندارد؛ نشان از سينه­ي بزرگ او دارد كه مانند پيشينيان تمدن آفرين خود همه­ي مردم را به ديده­ي عدالت عملي بنگرد؛ تا تمدن غوري و كياني دوباره احيا شود. هويت هزاره ريشه در تمدن باستاني زابلستان و غور دارد كه سينه­ي به پهنه­ي آسمان داشته­اند تا تمدن بي­نظير بشري را بيافرينند. پس از غوري­ها كه حاكميت به دست پشتون­ها افتاده؛ چه تاج تمدني بر سر مردم زده­اند؟

  آيا هزاره­ها فاقد عقلانيت سياسي­اند؟

    عقلانيت سياسي، -به نظر نگارنده- به معناي تصميم سازي سياسي بر اساس مصالح و منافع مهم و اساسي است. مردم هزاره با رأي به بشردوست اعلام كردند كه تفكر ملت­سازي راستين و عملي -بر اساس عدالت اجتماعي و حقوق مساوي شهروندي - اساسي­ترين خواست شان است. مطالبات سياسي مردم هزاره، تغيير در رأس هرم قدرت بود كه نه بر اساس تبار محوري تصميم­ساز كند؛ بلكه مردم را با هر رنگ و سمت و مليت؛ برادر و برابر بداند و ثروت و امكانات ملي را بر اساس عدالت اجتماعي توزيع كند، نه بر اساس قوم­گرايي از نوع افغان مليتي. عقلانيت سياسي و حسابگري­ مردم هزاره نشان داد كه مطالبه­ي­ اساسي شان، چند وزارت خانه­اي كه در رأسش هزاره­ا­ي باشد كه نتواند در وزارت خودش عدالت مليتي را اجرا كند و ترس از دست دادن مقام، او را به افختار به نبود هزاره­ها در وزارت خانه­اش بكشاند؛ نيست. حساب­گري هزاره نشان داد كه به راهي دلبسته­اند كه وحدت ملي و عدالت اجتماعي را هموارتر مي­كند و ديواره­ي اعتماد ملي را بازسازي و ترميم مي­كند. شما قضاوت كنيد؛ آيا مردم شريف هزاره فاقد شعور، خرد و عقلانيت سياسي­اند؟!

 چرا فعالان سياسي و برخي از نخبگان، بشردوست را تنها گذاشتند؟

     گفتمان و تفكري كه بشردوست طرح كرد؛ با شالوده­ي تفكر قوم محوري فعالان سياسي افغانستان نا آشنا و غريب بود. از سوي ديگر تحولات افغانستان به گفته­ي تحليل گران جهاني، پيش بيني نا پذير است؛ به دليل آن كه تفكر و مديريت استراتژيك در تصميم سازي­ها حضور ندارد. فراز و نشيب تحولات سياسي كشور و جامعه­ي هزاره نشان داده است كه در پيِ رسيدن به مراد سياسي، چرخش­هاي صد و هشتاد درجه­اي و قرباني كردن باورها، كار معمولي بوده است. شعار هويت­جويي هزاره­ها، وسيله­ي موج سواري داراز مدت عده­اي بود كه در تحولات سياسي، به راحتي كنار گذاشته شد. بر اساس فقدان تفكر و مديريت استراتژيك، خواست­هاي اساسي به راحتي وجه­المصالحه قرار مي­گيرد. نبود استراتژي روشن و عدم طبقه بندي اولويت­ها، فعالان سياسي جامعه ما را به سرگرداني سياسي كشانده كه معامله­گريِ سياسي و انتخاباتي در مراحل مختلف نشانه­ي آن است.

    فعالان سياسي كه استراتژي نداشته­اند؛ به حيرت سياسي دچار شده­اند. فقدان دانش لازم رهبران و فعالان سياسي و عدم مشورت­خواهي و دور بودن از قاعده­ي جامعه؛ آنان را به عدم اعتمادي كشانده و موفقيت شان را در معاملات سياسي جست­و­جو مي­كنند. فقدان دانش و مديريت كارامد، احزاب جامعه­ي ما را در تيول عده­اي افراد خسته و بي­ انگيزه و فاقد استراتژي قرار داده كه هر فرد داراي جربزه­اي داراي يك شاخه­ي حزبي شده­است.

    به دليل فقدان كادر سازي احزاب و ترس رهبران از ورود نيروهاي تازه نفس با سواد؛ بسياري از نخبگان جامعه را به عدم اعتماد به نفس سياسي دچار كرده­ كه فراتر از تحليل فعالان سياسي نيانديشند و اقدامي نكنند و يا منافع سياسي شان در گرو همراهي با فعالان سياسي است، كه من از آنان به نخبگان تابع، تعبير مي­كنم. معامله­گري سياسي فعالان سياسي، اين ذهنيت را به برخي از نخبگان تسري داده است؛ به همين دليل برخي از نخبگان، زبا در كام كشيدند تا نتيجه چه مي­شود. بسياري از نخبگان جامعه، با محافظه كار برخورد كردند. نا پختگي سياسي بشردوست و اعلام حرف­هايي از قبيل از پشتونستان تا اصفهان و....برخي از نخبگان را دچار ترديد كرد. اما مردم شريف هزاره، افزون بر موضع ملي بشردوست، ثابت كردند كه مي­شود با وسعت نظر بيشتر، برخي از ناپختگي­ها را ناديده گرفت و فرزند فرهيخته قوم را تنها نگذاشت.    

     اگر فعالان و نخبگان جامعه­ي ما كه ديروز از احساسات هزارگي به مقام رسيده­اند؛ براي مسائل اساسي­تري به ائتلاف سياسي مي­پرداختند، مردم هرگز آنان را تنها نمي­گذاشتند. محوري­ترين خواست هزاره­ها دستيابي به حقوق برابر اجتماعي و سياسي بود كه در قانون اساسي به ثبت رسيده است. براي جبران ظلم و تسكين دردهاي تاريخي هزاره­ها، شايسته بود فعالان سياسي ما به جاي قول و قرار چند وزارت خانه و توزيع عادلانه امكانات ملي و واحدهاي اداري كه حق طبيعي و شهروندي شان است؛ اين خواسته­ها را از رئس جمهور پشتون تبار مي­خواستند:

      1. محكوميت رسمي جنايات عبدالرحمان خان از سوي كرزي؛

      2. عذر خواهي رسمي از هزاره­ها به عنوان رياست جمهوري و جانشين حاكم پيشين؛

      3. استرداد زمين­هايي كه در زمان عبدالرحمان و پس از آن از سوي دولت غصب شده و در اختيار افراد قرار داده شده است؛

      4. ممنوعيت هميشگي ورود كوچي­ها به هزارستان.    

همراه شدن با كاروان پيروز، عقلانيت سياسي يا فرصت طلبي و بي هدفي؟

 همراه شدن با كاروان پيروز، شعار برخي از طيف­ها و نخبگان جامعه­ي ماست. آيا همراهي با كاروان پيروز، به هر قدر و قيمتي فضيلت و تيزهوشي است، يا فرصت طلبي، راحت طلبي و بي هدفي؟ پيش از انصراف خليل زاد از تصميم نامزدي رياست جمهوري، نوك پيكان­ها به طرف جناب كرزي -به عنوان مهره­ي سوخته- نشانه گرفته شده بود. پس از نيامدن خليل زاد؛ كرزي محور توجهات معامله­گران قرار گرفت. چرا كرزي سر قافله­ي كاروان پيروز پنداشته شد؟ ذهنيت فسيلي حاكم بر جامعه­ي ما آن است كه حاكميت مال پشتون­هاست، به همين دليل بسياري، به اين نتيجه رسيده بودند كه با كاروان پيروز همراه شوند تا هزاره­ها يك بار ديگر شكست را تقسيم نكنند.

     همراهي با كاروان پيروزي كه با تفكر، مصالح، منافع و ايده­آل­هاي انسان هم­خواني داشته باشد؛ لذت بخش و فرحزاست. اما اگر كاروان پيروز، با ايده­آل­هاي انسان سنخيت نداشته باشد؛ فرصت طلبي و بي هدفي است. انسان فرهيخته و نخبه داراي تفكر بنيادين، استراتژي و طبقه بندي اولويت­هاست. چنين انساني براي پياده كردن آرمانش، نقشه­ي راه تهيه مي­كند؛ زمينه­سازي مي­كند و تلاش مي­كند تا به «هدف والا» دست يابد. كاروانِ پيروزي در فرصت هفت ساله براي هزاره­ها كمترين خدمتي انجام نداده و سرك باميان به جاي پخته كاري و آسفالت كاهگل مي­شود؛ مكاتبِ مردم ساخته جاغوري تا آستانه­ي تعطيلي پيش مي­رود؛ از طالبان، تروريست­ها و كوچي­ها حمايت مي­شود؛ عدالت اجتماعي در بدل رأي وعده داده مي­شود؛ تقسيمات اداري عادلانه مسكوت مي­ماند؛ بيشترين امكانات ملي به مناطق پشتون نشين سوق داده مي­شود؛ نا امني فراگير مي­شود؛ فساد ادراي نهادينه مي­شود؛ مواد مخدر و مافياي بين­المللي حاكميت مي­يابد؛ آيا واقعا به چنين حاكمي مي­شود اعتماد كرد؟ آيا همراهي با كاروان حاكميتِ پيروزِ دروغ  و فساد و حق كشي؛ جاي افتخار است؟

   مردم شريف هزاره نشان داد كه حناي قولنامه­هاي اين چنيني رنگ ندارد.  مردم هزاره نشان داد كه به تغيير مي­انديشد. منطق مردم هزاره، حاكميت فساد محوري كه توزيع امكانات ملي را با رشوه­ي رأي قول دهد، نمي­پذيرد. اتحاد مردم هزاره ها را يك بار ديگر آنان را به موفقيت­هاي سياسي بيشتري نزديك مي­كند. در منطق و خرد سياسي هزاره­ها مسائل اساسي از معامله­گري سياسي پست و مقام برخي افراد مهمتر است.   

"

ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 9 سنبله (شهریور)، 1388 توسط moje-sevom
 
 

پیوندهای مرتبط

· مطالب بیشتر در مورد
· سایر مطالب نوشته شده توسط moje-sevom


پربازدیدترین مطلب در زمینه :
ديدار دانشجويان با استادحاجي محمد محقق در تهران

امتیاز دهی به مطلب

امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 2


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

انتخاب ها


 اين نوشته را چاپ کنيد اين نوشته را چاپ کنيد

نام: | کاربر جدید |

موضوع:
 
نظرات:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : hiq85tuv
تايپ کد امنيتي :

لطفآ کد امنيتي را در بالا داخل فيلد وارد نماييد


[ بازگشت ]

سایت بند امیر تمام حقوق مربوط و متعلق به این سایت را برای خود محفوظ میدارد، ضمنآ مسئولیت محتوای مطالب به عهده نویسندگان ان میباشد.


Bandamir.com- Based on PHP-Nuke CMS - Designed and Developed by Faiz Haidari